تبليغاتX
موج عشق

موج عشق

کسی که دوستانش را از دست می دهد گویی در دیار غربت زندگی میکند(از مولای متقیان)



اهواك
عاشقتم
و اتمنى لو انساك
وآرزو دارم که اگر حتي يک لحظه تو را فراموش کردم
انسى روحي وياك
خودم را نيز با تو فراموش کنم
و ان ضاعت يبقى فداك
و روحم به خاطر تو سرگشته شده است و من فداي تو خواهم شد
لو تنساني
اگر من را فراموش کني

و انساك
فکر مي کني که من تو را فراموش مي کنم
 و تريني بانسى جفاك
 و عذابي که با تو کشيدم از ياد من مي رود
و اشتاق لعذابي معاك
من دلم براي تمام آزارهاي تو تنگ شده است
و القى دموعي فاكراك
و تمام اشکهاي من به تو فکر مي کنند
ارجع تاني
 مي خواهم دوباره پيش تو برگردم

في لقاك الدنيا تجيني معاك
هنگاميکه تو را مي بينم انگار دنيا را من مي بخشند
و رضاها يبقى رضاك
روحم به هر چه که تو بخواهي راضي مي شود
و ساعتها يهون في هواك
و تمام ساعت هاي زندگيم را فداي عشق تو خواهم کرد
طول حرماني
تمام سختي هايي که در راه عشق تو مي کشم

وألاقيك مشغول و شاغلني بيك
و تو را مي بينم که به من فکر مي کني و من به تو فکر مي کنم
و عيني تيجي في عينيك
و چشمان ما با هم تلاقي پيدا مي کنند
و كلامهم يبقى عليك
و آنها درباره تو صحبت مي کنند
و انت تداري
و تو سعي مي کني که عشقت را پنهان کني

و اراعيك
و من ملاحظه تو را مي کنم
 و اصحى من الليل اناديك
 و شبانه از خواب بيدار مي شوم و اسم تو را صدا مي زنم
و ابعت روحي تصحيك
و روحم را پيش تو مي فرستم تا تو را از خواب بيدار کند
قوم ياللي شاغلني بيك
برخيزاي کسيکه تمام فکرم را مشغول کرده اي
جرب ناري
 برخيز و عشقم را تجربه کن
طمني حبيبي ح ترجع أكيد
عزیزم به من بگو که حتما به سوی من برخواهی گشت
و ألا أنت حبيبي ح تفضل بعيد
و یا اینکه عزیزم , از پیش من دورخواهی ماند
تفوت الليالي يزيد أنشغالي
شبهای بدون تو سپری می شود و من بیشتر به یادت می افتم
و أفکر في قربك ياخدني الحنين
به در کنارتو بودن فکرمی کنم ویاد مهربانیت من را ازخود بی خود می کند
واحشني حبيبي يا جرحي و طبيبي
عزیزم دلم برایت تنگ شده است , ای کسیکه من را از عشقت زخمی کردی و دوای من در دستان توست
 بعيش الثواني في بعدك سنين
ثانیه ها درغیاب تو برای من به اندازه سالها طول می کشند
و أستناك حبيبي
و همچنان منتظرتو هستم
بخاف من ظنوني تاخدني ساعات
از افکارم می ترسم وهمراه با گذر زمان به یاد تو می افتم
 و أصبر عيوني مع الذكريات
و با به یاد آوردن خاطرات با تو بودن , مانع از اشک ریختن چشمانم می شوم
و أقول بكره راجع تهون المواجع
و به خود می گویم او حتما فردا برخواهد گشت و تمام غصه ها را فراموش خواهم کرد
 و ترجع حياتي و عمري اللي فات
و زندگی از دست رفته من نیز به همراه او بازمی گردد
واحشني كلامك بقالي زمان
خیلی وقت است که دلم برای حرفهایت تنگ شده است
 يا عمري و زماني واحشني الحنان
ای جان من و ای روزگارمن , دلم مهربانیت را می خواهد
عشانك أسافر ما دام أنت قادر
به خاطر تو از اینجا سفر خواهم کرد زیرا که تو, به راحتی می توانی
 و ناسي الحبايب و كل اللي كان
تمام عشق و عاشقی و چیزهایی که بین ما بود را فراموش کنی
+نوشته شده درسه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 14:38 توسط (¸.•*¨جواد¸.•*´¨) |

هي با توام !!! 

 

آره با توام !! تويي که نمي شناسمت اما مي خوام

 

 باهات حرف بزنم چرا؟ خب صحبت کردن که

 

 بهونه نمي خواد بالاخره بايد يه نفر سر صحبتو باز

 

کنه ديگه! اين دفعه با من دفعه ديگه با تو.........

 

خدا رو چه ديدي شايد اصلا من شدم سنگ صبورت

 

 خوبه! فايدش چيه؟ يادت باشه من و تو کاسب نيستيم

 

پس هميشه دنبال فايده نباش  گاهي منفعت همون يه قطره

 

 اشکيه که از سر دلتنگي رو گونه هات ميلغزه و...............

 

گاهي همون يه لحظه خنده است. خوبه آدم سبک ميشه  نه؟!

 

 من و تو و همه دورو بري هامون يه درد مشترک داريم ميون

 

 همه دردا و با همه تفاوت هامون اونم اينه که " آدميم" ! گاهي

 

از کنار هم رد مي شيم  گاهي به يه لبخند و سلام مهربون همديگه

 

 رو مهمون مي کنيم  مي خوايم اينجا اصلا يه مهموني راه بندازيم       

 

يه مهموني پر از سلام هاي مهربون  پر از قصه  زندگي  پر

 

 از حرف هاي شنيدني يه عالمه سکوت يه دنيا خنده يه آسمون اشک

 

 يه بي نهايت زندگي.....هستي؟ اگه هستي بيا کنار ديوار ما..........

 

ميدوني ديوار چيه؟ !ديوار هر چي هست آنقدر با مرامه که مرد و

 

 نامرد بهش تکيه مي دن يه جاست واسه خستگي در کردن و بعد

 

 دوباره عبور و رفتن ...ديوار مي تونه يه دنيا به اندازه تک تک

 

 آدمها معني داشته باشه واسه خونه يه حفاظه واسه يه پيرمرد

 

عصايي که دستشو بند کنه بهش وراه بره واسه يه تابلو

 

  ا يستگاه موندنه واسه يه بچه مي تونه دستي باشه که اگه

 

 خورد زمين  بگيره و بلند شه واسه بي پناها توي گرما

 

سايه سره وتو سرما يه جاي دنج نه به گرمي خونه اما واسه

 

 خواب  واسه يه دزد نردبون ترقي واسه يه لحظه و ته

 

گنداب موندن واسه يه عمره .

 

واسه يه زنداني ته دنياشه و.....واسه من و تو اما ميتونه

 

 يه امتداد باشه تا آخر زندگي اگه اهلشي بسم الله !....

 

 مي خوايم با هم تا ته اين ديوار و قدم بزنيم  دستتو بده به من

 

 مي خواهيم بريم پر بکشيم تا اخر ديوار تا اونطرف همه

 

ديوارها و ببينيم پشت چيزايي که نديديم وبرسيم به دنيايي

 

که رو زمينش يه دنيا آدم خوشبخت دارن زير سقف آسمون

 

 لطف خداشون زندگي مي کنن. مي خوايم بپريم از رو ديوار

 

 نترس خدا با من و توست مي گن اگه خدا بردت

 

 بالاي يه ديوار و کشوندت لبه بلندي فقط بگو يا علي !

 

پشتتو خالي نمي کنه خداي خوب و مهربون يا بهت پرواز

 

 ياد ميده يا دستتو ميگيره اگه بالت شکسته بود........

 

+نوشته شده درسه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 13:49 توسط (¸.•*¨جواد¸.•*´¨) |

Love is like war ... Easy to start ... Difficult to end ... Impossible to forget...
 
 
Love is hard and will always be, but remember somebody loves you and that one is ME !
 
 
The rose speaks of love silently in a language known only to the heart.
 
 
 
I love two things, a rose and you. A rose for a short while, but you the rest of my life
 
 
Like a rose needs water, like a season needs change, like a poet needs a pen, I need you!!
 
There are thousands of roses on this world, even if I gave you every rose , That would not be enough to tell you how much I love you!
 

 U promised 2 take care of me but u hurt me, u promised me 2 bring me joy but u brought me
tears, u promised me your love but u gave me PAIN.... I promised u nothing but I
gave you EVERYTHING!!!! 
 
+نوشته شده درسه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 17:18 توسط (¸.•*¨جواد¸.•*´¨) |